مروری اجمالی بر فتوای خمینی و کشتار رژیم در کوردستان به مناسبت ۲۸ مرداد

کشتار کوردها تحت عناوین اسلامی امری ناشناخته نیست، صدام بر طبق آیات قرآن انفال می کرد و خمینی و بین صدر نیز بر طبق قدرت الهی ای که خمینی از جانب خدا به خودش اعطا کرده بود، فتوای جهاد مردم بخشی از کوردستان را صادر نمود.

فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلى الهى در موضوعات کلى به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر.به عنوان مثال: فقیه پس از بررسى ادله و فحص کامل به حکمى از احکام الهى دست مى یابد، سپس نظر خود را به این صورت اظهار مى کند که مثلاً: شراب حرام است و یا شراب نخورید. اما استفاده از کلمه “فتوا” برعلیه ملت کورد، نشانگر تفکر رژیم و خمینی بر ضد کوردستان و کوردها بود که آنها را کافر می پنداشتند و این دیدگاه اکنون نیز در بین نظام و مرکزنشینان در رابطه با اقلیتهای ملی و دینی و از جمله کوردها و کوردستان، ثابت و لایتغییر مانده است و اکنون نیز تحت عنوان کشتار فرزندان عمر و طلحه و زبیر و معاویه و یا بهتر است گفت تحت عنوان کشتار مارقین و خوارج و …غیره، به کشتار کولبران و غرات منابع طبیعی و تاریخی و سوزاندن جنگلها و دستگیری و اعدام فرزندان این مرز و بوم می پردازند.

۲۸مرداد سال ۵۸ یادآور یورش نظامی رژیم تازه بقدرت رسیده اسلامی به کردستان برای باز پس گیری دستاوردهای قیام مردم در سراسر ایران است. ابعاد جنایتی که جانیان اسلامی به فرمان خمینی و با اجرای رئیس جمهور وقت ابولحسن بنی صدر به همراه خلخالی جلاد بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان و انقلابیون آوردند غیر قابل توصیف است.  خمینی فرمان حمله را صادر کرد و رئیس جمهورش خطاب به گله های سپاه و ارتش اعلام کرد تا خاموش کردن غائله کردستان پوتین هایتان را از پا در نیاورید. ستونهای نظامی ارتش و سپاه از راه زمین به کردستان که سنگر ادامه قیام ۵۷ مردم در سراسر ایران بود سرازیر شدند. با هیلی کوپتر، جت و فانتوم بر سر مردم شهر و روستاهای کردستان آتش گشودند. حمله ۲۸ مرداد توسط رژیم اسلامی تلاشی برای خفه کردن انقلابی بود که میرفت بساط جنایتکاران اسلامی را در همان روزهای نخست بقدرت رسیدنشان برچیند. همزمان با کوبیدن شهر و روستاها از راه زمین و هوا، صادق خلخالی اعدامهای وسیعی را از کرمانشاه تا ارومیه براه انداخت و بسیاری از عزیزترین و شریفترین انقلابیون، کمونیستها و هر انسان آزاده ای را در بی دادگاههای چند دقیقه ای جهل و توحش اسلامی به گلوله بستند.

خمینی رهبر جنایتکار جمهوری اسلامی به قوای سه گانه، هوایی، زمینی و دریایی فرمان داد “که در کوتاهترین زمان ممکن غائله کردستان” را که از نظر او و دیگر سران حکومت اسلامی “وابسته به امپریالیسم آمریکا، رژیم بعث عراق و سران از قدرت ساقط شده حکومت سلطنتی بودند، سرکوب نمایند”. متعاقب این فرمان، دیگر سران ریز و درشت جمهوری اسلامی، از لیبرال های وحشت زده از قیام ۵٧ که عملا عصای دست آخوندها و مذهبیون در سازماندهی حکومت ترور و سرکوب اسلامی بودند، تا همکارانشان در حزب توده که نور امید ضد امپریالیستی را در دستان آغشته به خون خمینی و دار و دسته اش می دیدند ، در رکاب آنان قرار گرفتند و به حامیان وقیح نظام خودکامه و یکە سالاراسلامی تبدیل شدند، تا سازماندهندگان بعدی انقلاب فرهنگی و ایجاد وزارت اطلاعات، از سروش و حجاریان تا سازگارا و اکبر گنجی و دیگر اصلاح طلبان ، سبز پوشان و حاکمان کنونی دولت “تدبیر و امید” حسن روحانی، با اسلحه و قلم و زبان در خدمت ضد انقلاب اسلامی برای سرکوب انقلاب مردم کردستان که همچنان سنگر مقاوم و رزمنده قیام شکست خوردە ایران بود، بسیج شدند.

با به محاصرە درآمدن “چمران” (یکی از فرماندهان نظامی رژیم ایران) در پاوه و تسلیم شدن او، در تاریخ ٢٨ مردادماه سال ١٣۵٨، “خمینی”، رهبر رژیم ایران با صدور فرمان جهاد علیه ملت کرد، دستور داد که نیروهای مسلح ایران رو به کردستان سرازیر شوند.

پس از آغاز این جنگ خونین که به جنگ سه ماهه معروف می‌باشد، کشتارها و قتل و عام‌های گستردەای از سوی جنایتکاران رژیم ایران به وقوع پیوستند که طی آن‌ها هزاران تن از شهروندان مدنی و غیرنظامی در کردستان به شیوەای وحشیانه توسط سربازان گمنام امام زمان کشتە شدند.

متن پیام خمینی بدین شرح بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم

از اطراف ایران گروه‌های مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کرده‌اند که من دستور بدهم به سوی پاوه رفته، غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر می‌کنم و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم، اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رییس ستاد ارتش دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کند. تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتیکه تخلف از این دستور نمایند با آنان عمل انقلابی می‌کنم. مکرر از منطقه اطلاع می‌دهند که دولت و ارتش کاری انجام نداده‌اند. من اگر تا ۲۴ ساعت دیگر عمل مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمری را مسئول می‌دانم. والسلام. روح‌الله الموسوی الخمینی»

چندین نمونه از اعدام‌ شهروندان کرد در طی این جنگ سه ماهه (برگرفته از کوردستان مدیا)

ـــ نیروهای نظامی رژیم ایران، بسیجیان و نظامیان سپاه پاسداران با فرمان خلخالی، ١١ نفر از شهروندان کرد شهرستان پاوه به نام‌های عبداله نوری، هوشنگ عزیزی، محمد محمودی، یداله محمودی، حسین شیبانی، هرمز گرجی بیاتی، مظفر فتاحی، محمد عزتی، محمد عزیزی، آذرنوش مهدویان و اصغر بهبود را در ساعت ٢ و ۴٠ دقیقه بامداد ٢٨ مرداد ١٣۵٨ در دیزل آباد کرمانشاه تیرباران کردند.

ـــ نیروهای جنایتکار رژیم ایران در اقدامی دیگر در بامداد روز ٢٩ مرداد ١٣۵٨ در محوطه زندان دیزل آباد کرمانشاه ٧ تن دیگر از شهروندان اهل پاوه به نام‌های حاجی افراسیاب، عبداوهاب ملک شاهی، عماد الدین ناصری، عبدالکریم کریمی، محمد نقشبندی، عزیز مراد، مراد ذولفقاری را اعدام کردند.

ـــ در ادامەی تیرباران و اعدام شهروندان کرد از سوی جنایتکاران رژیم ایران در شهر مریوان، ٩ شهروند با هویت‌های حسین مصطفی سلطانی، امین مصطفی سلطانی، احمد پیرخضری، حسین پیرخضری، فایق عزیزی، علی داستان، بهمن اخضری، جلال نسیمی، احمد قادرزاده در ساعت ١٨ و ٣٠ دقیقەی مورخەی ٣ شهریورماه سال ١٣۵٨ اعدام شدند.

روز ۵ شهریور ١٣۵٨ ساعت ۵ بعد از ظهر ١١ تن از شهروندان کرد اهل سنندج به نام‌های احسن ناهید، شهریار ناهید، جمیل یخچالی، ناصر سلیمی، عبدالله فولادی، مظفر نیازمند، سیروس منوچهری، اصغر مبصری، مظفر رحیمی، عیسی پیرولی و عطا زندی اعدام شدند.

ـــ در همین رابطه در ادامەی اعدام شهروندان کرد، ساعت ٧ بامداد ۶ شهریورماه ١٣۵٨در شهرستان سقز یکی دیگر از جنایت‌های رژیم اسلامی ایران در حق ملت کرد به وقوع پیوست و در این اقدام ٢٠ شهروند کرد به نام‌های احمد سعیدی، قادر بهار، محمد بابا میری، رسول امینی، ناجی خورشیدی، کریم رضایی، انور اردلان، سیف اله فیضی، علی فخرایی، عبداله بهرام، سید حسن احمدی، محمد درویش نقره‌ای، کریم شیرینی، ابوبکر حمیدی، احمد مقدم، جلیل جمالزاده، کشی زاده، محمد غفاری، خاطر خطیبی و ناصر حدادی اعدام شدند.

کشتارهای دستە جمعی مردم کردستان طی جنگ سه ماهه

علاوه بر اعدام‌های جنایتکارانەی شهروندان کرد توسط نیروهای مسلح رژیم ایران، شمار زیادی از ساکنین روستاهای کردستان از سوی این نیروها قتل و عام شدند.

روستاهای نقده و مهاباد بیشترین آمار قربانیان کشتارهای دستەجمعی را طی سال‌های پس از انقلاب به خود اختصاص دادەاند.

کشتار دستەجمعی مردم روستای قارنا در ١٠ شهریورماه سال ١٣۵٨، یکی از جنایت‌های خوفناک رژیم ایران علیه ملت کرد در کردستان ایران می‌باشد.

خلخالی پس از کشتار قارنا، در نامەی به خمینی نوشتە است که “عمال معبودی”، نجفی”، “عزیز قادری” و “ملا حسنی” با یورش به روستای قارنا بیش از ۶۵ تن از ساکنین این روستا را قتل و عام کردەاند.

عقب نشینی نیروهای رژیم ایران از کردستان و روی آوردن دوبارە آنان به گفتگو

طی مدت جنگ سه ماهه در کردستان، ملت کرد در مقابل نیروهای جنایتکار و خونریز رژیم ایران، مقاومت قهرمانانەای کردند و با دفاع در مقابل حملات نیروهای رژیم به شهرها و روستاهای کردستان ایستادگی کردند و در پایان باعث عقب‌نشینی نیروهای رژیم ایران در ٢۶ آبان‌ماه سال ١٣۵٨ شدند.

رژیم ایران تنها به منظور سازماندهی مجدد نیروهای خود وادار به آتش‌بس و عقب‌نشینی از کردستان شد.

با پایان جنگ خونین و سه ماهەی کردستان، مبارزەی ملت کرد در کردستان ایران برای تحقق حقوق برحق خود هیچگاه به پایان نرسید و تاکنون نیز ادامه دارد.

سند/ دستور خمینی به منظور کشیدن خون محکومین به اعدام و تزریق آن به پاسداران

 از جنایت های ضد بشری در حکومت اسلامی ایران که در زمان خمینی به انجام رسیده است کشیدن خون محکومین به اعدام و تزریق آن به پاسدارانی بوده است که در جریانات درگیریها مجروح می شدند.این حرکت ضد بشری به فتوای خمینی در ایران اتفاق افتاده است. به سندی مورخ مهرماه سال شصت در همین رابطه توجه کنید
متن سند:از دادستانی کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران
به
کلیه دادستانهای انقلاب استان و شهرستانها
برابر اعلام و درخواست سپاه پاسداران در مواقعیکه برادران پاسدار در جریان درگیریهای خیابانی و جبهه جنگ زخمی و به بیمارستانها اعزام میشوند و نیاز فوری به تزریق خون دارند بعلل نداشتن خون و عدم امکان فوری به تهیه خون منتهی به فوت مجروح میگردد لذا برای رفع این مشکل دستور فرمایید بطور محرمانه افرادیکه محکوم به اعدام شده و اجرای حکم درباره آنان بلادرنگ باید اجرا گردد قبل از اجرای حکم صادره توسط مامورین پزشکی که مورد اعتماد باشند خون محکومین را بوسیله سرنگ به ظروف مخصوص منتقل و به نزدیک ترین بهداری و یا بانک خون محل تحویل دارند تا در اولین فرصت ضروری مورد استفاده برادران پاسدار که زخمی میشوند قرار گیرد.
یاد آور میشود از جهت اینکه نسبت به این اقدام اشکال شرعی بر آن تصور نگردد چگونگی از محضر مبارک ولایت فقیه امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی مدظله العالی استفتاء گردید و اعلام فرمودند اشکال شرعی ندارد.
مهر و امضاء
دادستان کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران

پاسخی بگذارید