گفت و گوی کمیسیون اجرایی دولت اهواز با «جمال پورکریم»، رهبر هم‌پیمانی استقلال طلبان کوردستان

گفت و گو با «جمال پورکریم»، رهبر هم‌پیمانی استقلال طلبان کوردستان که از چهار حزب و سازمان استقلال طلب شرق کوردستان « اتحاد انقلابیون کوردستان، سازمان یارسانی یاری کورد، جنبش استقلال طلبان کوردستان و جنبش آزادیبخش دمکراتیک کوردستان» تشکیل شدە است با هدف تشریح محورهای عملکردی احزاب و ملت های تحت اشغال و برنامه‌های آتی و همکاری‌هایی که با کمیسیون اجرایی دولت اهواز انجام خواهد شد، در این گفت و گو به آن اشاره شده است.

– با اکثریت احزاب که خواهان استقلال هستند و با کمیسیون اجرایی دولت اهواز، زمینه «همکاری» و «هم پیمانی» فراهم شده است.

– یکی دیگر از اهداف که به طورجدی دنبال می کنیم «انسجام احزاب و ملت های تحت اشغال» برای داشتن «مواضع سیاسی و نظامی» مشترک است.

– همه ما ملت‌های تحت اشغال، یک درد و یک دشمن(حکومت تهران) مشترک داریم و این وجه اشتراک همه ماست.

– حکومت تهران سیاست تغیر ملت ها را در این مناطق داشته است همان طور که در اهواز نام عربی شهرها را با اسم های فارسی نامگذاری کرده است و با این کار دموگرافی و جغرافیای ملل غیر فارس را تغیر داده است و ما تلاش می کنیم با اتحاد و همبستگی میان ملت های تحت اشغال به حکومت اشغالگر اجازه این کار را ندهیم.

– اینکه هنوز حکومت اشغال گر ایران باقی مانده است به دلیل «نبود اتحاد بین احزاب و ملل غیر فارس،جریانات سیاسی ملل غیر فارس» است.

دستاورد های دیدار با دکتر عارف کعبی ، رئیس کمیسیون اجرایی دولت اهواز چه بود؟

با توجە بە اینکە ما بعنوان هم پیمانی استقلال طلبان کوردستان تنها جریان استقلال طلب کوردستان تحت اشغال ایران هستیم، دیداری که در مقر کمیسیون اجرایی دولت اهواز داشتیم از این لحاظ حائز اهمیت است که این هیئت بە نمایندگی از چهار حزب و سازمان استقلال طلب شرق کوردستان « اتحاد انقلابیون کوردستان، سازمان یارسانی یاری کورد، جنبش استقلال طلبان کوردستان و جنبش آزادیبخش دمکراتیک کوردستان» در مورد آینده دو دولت اهواز وکوردستان بە تبادل نظر و گفت و گو در خصوص آیندە این دو ملت همسایە پرداختیم، تا در آینده همسایگان خوبی برای یکدیگر باشیم. البته این دیدار درادامه دیداری های دیگر احزاب استقلال طلب و مخالف رژیم ایران از جمله، آذربایجان، بلوچستان و کاسپین انجام گرفته است و محور گفت و گو ها در مورد سرزمین های اشغال شده توسط حکومت ها بود.

گریزی به تاریخچه اشغال کوردستان داشته باشیم، چگونه کوردستان اشغال شد ؟

اولین بار در سال ١٥١٤ میلادی و در جریان جنگ چالدران کە مابین دو امپراطوری عثمانی و صفوی رخ داد، کوردستان تقسیم شد کە در ١٧ مای ١٦٣٩ میلادی در پیمانی تحت عنوان پیماننامە زهاو (در شهر قصر شیرین شرق کوردستان ) بە مرحلە اجرا و سرانجام با پایان جنگی ١٥٠ سالە میان عثمانی(ترک) و صفوی(فارس)، عملا کوردستان مابین این دو امپراطوری تقسیم شد.

یک بار دیگر و در جریان جنگ جهانی اول با پیمان سایکس پیکو در سال ١٩١٦کە کوردستان را دوبارە تقسیم کردە بود، سرانجام با انحلال امپراطوری عثمانی در ١٠ اوت ١٩٢٠ در پیماننامەای با نام سور اعلام شد کە دو دولت کوردستان و ارمنستان تاسیس شود، اما ترکیە در سال ١٩٢٣ در سوئیس پیماننامە لوزان را بە مرحلە اجرا گذاشت کە توانست از اجرای پیمان سور جلوگیری کند.

با اجرای لوزان (در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۳ میلادی) کە در سال ٢٠٢٣ بە پایان میرسد کوردستان مابین چهار اشغالگر ترکیە، ایران، عراق و سوریە تقسیم شد و با وجود قیام و مبارزات ملت کورد ، این تقسیمات تاکنون پابرجاست.

چه اهداف و برنامه هایی را با کمیسیون اجرایی دولت اهواز دنبال خواهید کرد؟

با کمیسیون اجرایی دولت اهواز و با اکثریت احزاب که خواهان استقلال هستند برنامه های بسیاری داریم و زمینه همکاری و هم پیمانی فراهم شده است، همچنین در جهت صدور بیانیه های مشترک و مواضع مشترک در خصوص برپایی تظاهرات ها و اعتراضات تفاهماتی انجام گرفته است.همانطور که در اعتراضات ملت اهواز به انتقال آب، انها را حمایت کردیم و بیانیه مشترک در جهت محکوم کردن حکومت تهران داشته و همچنین جهت حمایت از ملت اهواز بیانه صادر کردیم. از اهداف دیگری که به طورجدی دنبال می کنیم انسجام احزاب و ملت های تحت اشغال برای داشتن مواضع سیاسی و نظامی مشترک است.

همه ما ملت‌های تحت اشغال، یک دشمن مشترک داریم و این وجه اشتراک همه ماست. دشمن ما رژیم ایران است فرقی ندارد جمهوری اسلامی باشد یا پهلوی، سلطنت طلب یا مجاهدین خلق .

ما برای آزادی از حکومت ظالمان، برای استقرار دولت های اهواز، کوردستان، بلوچ و آذری تلاش می کنیم. تلاش می کنیم در کنار هم با دشمن مشترک بجنگیم.

در مورد مرزهای مشترک بین کوردستان و اهواز چه توافق هایی داشتید؟

مسئله اصلی این است که ما و کمیسیون اجرایی دولت اهواز در مورد مرز های مشترک هیچ اختلافی نداشتیم. مرزها مشخص و شناخته شده است و این اختلافاتی که در موردش گاهی دامن زده می شود از سوی حکومت تهران است که سعی دارد با ایجاد تفرقه و اختلاف بین ملل غیرفارس انها را به جان هم بیاندازد تا بتواند به آنها حکومت کند. حکومت تهران سیاست تغیر قومیت ها را در این مناطق داشته است همان طور که در اهواز نام عربی شهرها را با اسم های فارسی نامگذاری کرده است و با این کار دموگرافی جغرافیای ملل را تغیر داده است و ما تلاش می کنیم با اتحاد و همبستگی ملت های تحت اشغال به حکومت اشغالگر اجازه این کار را ندهیم.

دلیل اینکه هنوز حکومت اشغال گر ایران باقی مانده است چیست؟

اینکه هنوز حکومت اشغال گر ایران باقی مانده است به دلیل «نبود اتحاد بین احزاب و ملل غیر فارس» است و لازمه از بین بردن و آزادی سازی همه ملت های تحت اشغال ایران این است که «با هم» و «در کنارهم» با حکومت ایران مبارزه کنیم. باید یک گفتمان و یک اتحاد مشترک در پیش گرفته شود، الان ما چندین حزب متفاوت در بین اهواز و کوردستان داریم باید همه در کنارهم فعالیت کنند و این جدایی ها و تقسیم ها و چند گفتمانی‌ها سبب تفرقه بین ملت ها نشود که نتیجه ان دوام حکومت اشغالگر ایران باشد.

راه نجات ملت های تحت اشغال چیست؟

هیچ گاه با حکومتهای« فدرال» نمی‌توانیم نجات پیدا کنیم تنها از طریق «استقلال» است که ملت ما نجات پیدا می کند پیشتر نیز حکومت های مختلفی را تجربه کردیم و قتل عام های بسیاری را شاهد بودیم. وظیفه اصلی حزب‌های ملی کوردستان و اهواز فقط مسئله «استقلال» است. حکومت‌ ایران در بین مردم بذرنفاق و اختلاف را با این گفتمان که نمی خواهیم ایران تجزیه شود، کاشته است و این ملت ها را در بردگی و اسارت نگه داشته است.

بنام ایرانی از همەی ملتهای دیگر اعم از کورد، بلوچ، عرب الاحوازی، تورک اذربایجانی و غیرە سلب هویت شدە است و همەی ما را ایرانی مینامند، در حالی کە یک کورد کوردستانیست و یک بلوچ بلوچستانی و یک عرب الاحوزیست و یک تورک اذری اذربایجانی و نام ایران و ایرانی تنها و تنها تمثیل کنندە فارس و فارسستان است.

آینده راه و مبارزات را چگونه می بینید؟

ما در آینده برای «کوردستانی آزاد» برنامه های بسیاری داریم. یکی از اهداف ما بیرون راندن حاکمان ایران از کوردستان است. البته در این مرحله باید مبارزات را «تسریع» دهیم تا نتیجه عمل را ببینم و نتیجه مطلوب را بگیریم. همانگونه که هیچ اشغالی نتوانسته همیشگی باشد مگر اینکه ملتی بخواهند و هیچ ملتی خواهان این نیست که منابع سرزمینش را به تاراج ببرند و برانها ظلم وستم روادارند. کوردستان هم مانند اهواز منابع بسیاری دارد منابع طلا یی که حاکمان ایران ان را تصاحب کرده اند متعلق به سرزمین های کوردستان و بلوچستان است و همچنین منابع ابی که در اهواز و کوردستان موجود است و همه این منابع آبی و زیر زمینی را به سمت مرکز «ایران کویری» جاری ساخته اند و یا منابع نفتی و گازی منطقه اهواز و کوردستان که پول فروش این منابع در دست حاکمان تهران در جهت سرکوب و اسمیلاسیون می چرخد.

حکومت اشغالگر تهران علاوه بر تاراج منابع این سرزمین ها و ملت های غیر فارس، فرهنگ، زبان و تاریخ آنها را نیز تصاحب کرده است. اگر ایران برای خود کشوری مستقل بود باید زبانی به نام «زبان ایرانی» داشت نه اینکه کلماتی را از هر زبان برداشته باشد و ان را به عنوان زبان فارسی ارایه دهد. کشور ایران مفهومی ندارد زیرا متشکل از کشورهای متعدد با ملل متعدد است. ما می خواهیم فرهنگ، تاریخ و ملیت خود را از ایران پس بگیریم انچه متعلق به کوردستان است به کودرستان برسدآ انچه متعلق به اهواز است سهم ملت و مردم اهواز است.

در پایان باید بگویم که

دیگر ملل در این جغرافیای ساختگی و جعلی بنام ایران، کە بر خون و خاک ملل غیر فارس بنیان نهادە شدە ، همواره قربانی بوده اند، جنگ عراق و ایران، نمونه ای از این مسئله است، جنگ، کوردستان، الاحواز و چند منطقه دیگر را کاملا نابود نمود، از محیط زیست آن گرفته تا مردمانش. اما خمینی همواره فریاد زد که “جنگ نعمتی الهی است” اما آنگاه که تهران مورد هجوم قرار گرفت، بە قول خودشان جام زهر را سرکشید و به قطعنامه سازمان ملل تن درداد، صد البته که فردای آن روز، دیگر ملل را تحت اتهام خیانت و وطن فروشی، قتل و عام نمودند، وطنی که تاکنون برای ملل غیرفارس، نتیجه ای جز کشتار، ژنوسید و قتل و عام و غارت درپی نداشته است.

ما کوردها و دیگر ملل غیرفارس ، تمامی روشهای مدرن و موجود را هم با این رژیم و هم با رژیم شاهنشاهی و هم قبل از آن با قاجارها و غیره، آزموده ایم، نتیجه این است که راهی برای مدارا با این تفکر فاشیستی در دست نیست، هر راهی را که بخواهیم بیازمائیم، به ناکجاآباد ختم خواهد شد و آزموده را آزمودن خطاست و تنها عائدی ما اتلاف زمان و خون مان است که به نابودی بیشتر محیط زیست، فرهنگ و تاریخ و تمدن ما و در نتیجه آسمیلاسیون کامل ما منجر خواهد شد که کلید آنرا رضاخان در انقلاب سفید خود زده و جمهوری اسلامی نیز عینا همان سیاسیت را البته با سیاق دیگری دنبال می کند. در نتیجه تنها راه ما، تاکید می کنم، تنها راه ما ملل غیرفارس، اندیشیدن به استقلال و فعالیت کامل و جدی در راه آن است، مهم نیست که شرایط تا چه حد مهیاست یا جهان خارج چه می خواهد یا فارسها چه قولهای آبکی ای به ما می دهند، مهم اینست کە ما عزممان را جزم کردەایم کە خودمان با دستان خود سرنوشت خود را تعین بکنیم و تا رهایی از استبداد و اشغالگری بە مبارزە بر حقمان پایبند خواهیم بود و تا رسیدن بە استقلال و آزادی از هیچ روش و شیوە دفاع از خود، چە مسلحانە ، چە مدنی و چە سیاسی دست بر نخواهیم داشت.

چارەای نیست جز اینکە ما با «پیمان همکاری» و «همیاری» و «حمایت های گسترده» ملت های تحت اشغال،دست اشغالگران را از کشورهایمان کوتاه می‌کنیم.

 مصاحبە از کمیسیون اجرایی دولت اهواز

پاسخی بگذارید